شعر در مورد آمدن بهار ؛ از شاملو و سهراب سپهری و مولانا و سعدی و هوشنگ ابتهاج

شعر در مورد آمدن بهار

شعر در مورد آمدن بهار ؛ از شاملو و سهراب سپهری و مولانا و سعدی و هوشنگ ابتهاج

شعر در مورد آمدن بهار ؛ از شاملو و سهراب سپهری و مولانا و سعدی و هوشنگ ابتهاج در سایت بزرگ ایرانیان.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

از آمدن بهار و از رفتن دی

اوراق وجود ما همی گردد طی

می خورد مخور اندوه که فرمود حکیم

غمهای جهان چو زهر و تریاقش می

شعر در مورد آمدن بهار

مدت آمدن و رفتن ایام بهار

آنقدر نیست که گل بر سر دستار زنم

من که آزار به ارباب هوس نپسندم

گل چرا بر قفس مرغ گرفتار زنم؟

شعری در مورد آمدن بهار

تو شاد باش که من همچو غنچه تصویر

خجل ز آمدن و رفتن بهار شدم

ز وحشتی که نکردند آهوان از من

به آشنایی لیلی امیدوار شدم

شعر درباره آمدن بهار

گلبن پرند لعل همی برکشدبسر

دامان گل بدشت همی گسترد بهار

این سازها که ساخت بهار از پی که ساخت

امسال چون ز پار فزون ساخته نگار

رازیست این میان بهار و میان من

خیزم به پیش خواجه کنم رازش آشکار

هر ساله چون بهار ز راه اندر آمدی

جایی نیافتی که درو یافتی قرار

شعر زیبا در مورد آمدن بهار

می خواهمت

برای روزهای ابتدای پاییز…

عاشقت می شوم

در تک تک  جوانه های بهاری…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد اسب ؛ کپشن زیبا در مورد اسب و کبوتر قهوه ای و سخنان بزرگان

شعر مولانا در مورد سگ و بهار

جان ما همچون سگان کوی او خون خوار شد

آفرین‌ها صد هزاران بر سگ خون خوار ما

در نوای عشق آن صد نوبهار سرمدی

صد هزاران بلبلان اندر گل و گلزار ما

شعر نو در مورد آمدن بهار

به باز آمدنت چنان دلخوشم

که طفلی به صبح عید

پرستویی به ظهر بهار

 و من به دیدن تو.

شعر کوتاه در مورد آمدن بهار

دست در گردن یاد تو چنانم که مپرس

آنچنان یاد تو افتاده به جانم که مپرس

با گُلِ روی تو از باغ دلم رفت بهار

بی‌تو ای یار! چنان رو به خزانم که مپرس.

شعر در مورد امدن فصل بهار

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام

بی قرار تو و چشمان خمارت شده ام

خبرت هست دلم مست حضور تو شده

عاشق و شیفته ی زنگ صدایت شده ام

خبرت هست که باران بهارم شده ای

چون پرستوی مهاجر نگرانت شده ام

خط به خط زنده گی ام پر شده از بودن تو

خبرت نیست و شادم که فدایت شده ام

متن تولد رسمی

روز تولدت بهانه ای شد تا بهترین شاد باشهایم را تقدیم حضورت کنم

دلت شاد و روزگارت بهاری باد

شعر نو درباره آمدن بهار

دیروز یک سال تمام در جست‌وجویت بودم

اما تو بر لب‌هایم خفته بودی بعد،

اشتباهاً لب‌هایم را به بهار دوختم

چشم‌هایم را به باران

قلبم را به گل

شعر درباره ی آمدن بهار

دوستم نداری

و زیباتر می شوم

چون بوته ای وحشی در انتهای باغ …

 دوستم نداری

و همین بهار

از تمام شاخه های درهمم

گل های هزار رنگ می روید!

 یک روز جنگل می شوم

جنگلی گریان

زیبا و مه آلود

شبیه رویاهایت

تا تو بیایی در من زندگی کنی! …

بیشتر بخوانید : شعر دوبیتی در مورد بهار ؛ از حافظ و سعدی و سهراب سپهری و فاضل نظری

شعری درباره ی آمدن بهار

آمدن مگر چطور می‌تواند باشد؟

غیر از این است که عطرت بپیچد و

من هزار بهار را

شاخه به شاخه

به پای آمدنت

شکوفه دهم…

شعر آمدن بهار

دستم را بگیر

مرا بگیر از خودم

مرا ببر با خودت.

یک جای امن…

من در سر رویایی دارم

تو درخت نارنج شوی،

من خاک…

در من ریشه بدوانی

به وقت بهار،

شکوفه‌ها‌مان را

بارور شویم

و خدا

مست شود از عطر باهارنارنجِ ما…

شعر درباره آمدن بهار

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

شعر برای آمدن بهار

بگشا نقاب از رخ باد بهاران

شد طرف چمن بزمگه باده گساران

شد لاله ستان گرد گل از بس که نهادند

رو سوی تماشای چمن لاله عذارن

در موسم گل توبه ز می دیر نپاید

گشتند در این باغ و گذشتند هزاران

بین غنچه نشکفته کهآورد به سویت

سربسته پیامی ز دل سینه فگاران

شعری برای آمدن بهار

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک

شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک

آسمان آبی و ابری سپید

برگ های سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه ء شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوتر های مست….

نرم نرمک میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

شعری در مورد تولد پیامبر

ای مهربانترین مهربانان

ای بهترین بهترینها

در این خجسته روز

در این طلوع شاد

روزی که زندگی ب لبان تو بوسه داد

در سالگرد بهاران هستی ات

خواهم که تا همیشه بمانی تو سر فراز

خواهم که تا همیشه توباشی عزیز وشاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *